تبليغاتX
سینما و فرهنگ ( داود توحید پرست)

سینما و فرهنگ ( داود توحید پرست)

جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد ، سلام... ( 1 )

جناب اقای دکتر محمود احمدی نژاد ، سلام... من داود توحید پرست ، نویسنده و کارگردان سینما هستم.آقای دکتر، من دو بار به شما رای داده ام و در هر کوی و برزن از عدالت گستر بودن شما گفته و دفاع کرده ام.در ستاد انتخاباتی شما فعال بوده و هرجا که لازم بوده و احساس وظیفه کرده ام به میدان آمده و از اینکه به فکر فقرا و محرومین و زجرکشیدگان تاریخ بوده اید از شما حمایت کرده ام...

آقای دکتر، در رسانه ها ثبت شده است که من به بیست دلیل به شما رای داده ام و بابت آن از سوی بعضی از دوستان هنرمندم متهم شده ام که از شما میلیاردی پول گرفته و شما را تا حد امام زمان ( ع ) بالا برده ام...در صورتیکه خدا شاهد است که من شما را فقط یک بار در برنامه افطاری که وزیر محترم و اندیشمندو دلسوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران از هنرمندان دعوت کرده بود دیدم و در آن دیدار همه هنرمندان با واسطه و بی واسطه مشکلاتشان را به شما گفتند و فقط من بودم که هیچ نگفتم و صم بکم فقط به حرف های شما گوش کردم و درد دل های دوستان هنرمندم...

آقای دکتر اگر به دلایلی که من به آنها اشاره کرده و به شما رای دادم نگاه کنید خواهید دید که من هر آنچه که در رویا و آرزوی یک هنرمند پاپتی جنوب شهری و محروم و عاشق وطن و دین و فرهنگ و هنر و مردم بود و دوست داشتم که توسط شما اجرا و احیا شود با عشق اشاره کرده بودم و دوست داشتم که رویا ها و آرزوهای محرومین و مستضعفین و زجر کشیدگان تاریخ توسط شما تحقق یابد...

آقای دکتر ، علت اینکه علاقمند بودم که رویاهای زحمتکشان تاریخ توسط شما به سرانجام برسد دقیقا این بود که فکر می کردم شما برخلاف همه رئیس جمهورهای این کشور درد بشریت و درد گرسنه ها را به خوبی می دانید و مشکلات مردم فقیر و نجیب و گرسنه و تشنه و فوق محروم ایران توسط کسی مثل شما امکان حل شدن دارد و بس...شمایی که فکر می کردم و هنوز هم فکر می کنم که زنتیک عدالت گستر هستید...

آقای دکتر ، من به واسطه شغلم که نویسندگی و کارگردانی است و به واسطه عشق بیش از حدم به مردم محروم و نجیب کشورم در همه جا حضور دارم و از نزدیک با همه مشکلات مردم در تماس مستقیم هستم...آقای دکتر ، بی تعارف عرض می کنم که درد ها و رنج ها و گرفتاری ها و مصیبت های مردم سرزمینم علیرغم همه تلاشهایی که شما و تعداد کمی از دوستان شما که آنها هم ژنتیک عدالت طلب و عدالت گستر بودند و هستند نه تنها حل نشده بلکه روز به روز بیشتر و بیشترهم شده است...

آقای دکتر محمود احمدی نژاد ، زمانی که من با شما و افکار شما آشنا شدم بی درنگ به یاد کتاب زیبای شهید دکتر شریعتی  ، " آری این چنین بود برادر" افتادم که از مدعیان دروغین پیامبری ، کسی آمده که خود گرسنه و تشنه است و تمام وجودش برای رفع گرفتاری ها و دردها و رنج های بشریت سو سو می زند و در خواب و بیداری هم به فکر مردم نیازمند و گرسنه و محروم است و در حکومت او با دشمنان قسم خورده اش هم به عدالت و مهربانی رفتار می شود و مردم هر وقت که بخواهند می توانند به راحتی به او دست رسی داشته باشند و مشکلاتشان رفع شود...

آقای دکتر ، اوائل حکومت شما چنین زمزمه هایی به گوش می رسید و در هر کوچه و خیابان و ده کوره ای که بوی فقر و نداری به مشام می رسید فقرا و محرومین از شما و حل گرفتاریشان توسط شما می گفتند...اما به مرور هر چه بود زمزمه مخالفت بود و گرفتاری بود و مشکل و فقر و نداری و محرومیت و بدبختی و نداری و گرسنگی و تشنگی و بی سرپناهی و بی پشتیبانی...

آقای دکتر چرا چنین شده و چرا مومنین و طرفداران واقعی شما روز به روز کم و کمتر شده اند به شدت جای بحث دارد و من یقین دارم که خیلی از یاران شما، یاور و دستیار صادق شما نبودند و در خفا فقط به فکر ثروت اندوزی های بی انتها بوده و به اصطلاح ما سینمائی ها ، به جای دستیار بودن وبال شما بوده اند...

آقای دکتر ، حرف زیاد است و در این مطلب اول نمی خواهم سرت را به درد آورم که البته شاید هنوز هم سر شما برای شنیدن مشکلات مردم درد کند...اما من در حوزه کشور و شهر و فرهنگ و هنر  و سینما،ظلم ها و تبعیض هایی دیده ام که نظیر آنرا در اسرائیل و آمریکا و در فاشیستی ترین حکومت ها هم ندیده ام و دوست دارم که گوشه ای از این مشکلات ماقبل قرون وسطایی را به شخص شما بگویم تا به لطف خدا کمی از مشکلات وحشتناک کشور و مردم و هنرمندان سرزمینم کم شده و درد های آنها التیام یابد...

آقای دکتر محمود احمدی نزاد ، من نظرات و طرح هایی دارم که می تواند شما را کمی زودتر به مقصد نهایی تان برساند و در ضمن حق خودم می دانم که بعد از اینکه هزار بار از شما و معاونین شما تقاضای وقت ملاقات کرده ام و هر بار به دلایل کودکانه و غیر انسانی رد شده است اینبار بر خواسته ام در مطبوعات پافشاری کنم تا شما به من وقت بدهید و من به شما از مشکلات و مسائلی در حوزه فرهنگ و سینما بگویم که در ما قبل قرون وسطی هم نظیر آن دیده نشده است...

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 1:35  توسط داود توحید پرست  | 

صدا و سیما و شخص آقای مهندس ضرغامی ، در خواب خرگوشی است...!!!

بارها و بارها به آقای مهندس ضرغامی نامه نوشته و از او تقاضای وقت ملاقات کرده ام تا نظر و عقیده ام را درباره برنامه های صدا و سیما و اینکه رسانه فوق چه مسئولیت سنگینی در تنها کشور اسلامی و شیعی جهان دارد را به عرض او برسانم که متاسفانه هرگز وقت ملاقاتی داده نشده و وضع کشور ما به جایی رسیده است که اگر دوستداران واقعی و صادق انقلاب به هوش نباشند و در اسرع وقت به میدان مبارزه نیایند باید فاتحه انقلابی که دریایی از خون پاکترین و شریفترین انسانها  نثار آن شده و مسئولیتش به ما رسیده است را خواند...

امروز همه مفاهیم ارزشی به ضد خودش تبدیل شده و من و همه حیرانیم که چرا اینگونه شده است...؟؟؟

لشگر شیطان بیدار و هوشیار در حال برنامه ریزی و کار تشکیلاتی است و نیروهای انقلاب متاسفانه در خواب سنگین خرگوشی به سر می برند و قصد بیدار شدن ندارند... در راس این نیروها آقای مهندس ضرغامی است که متاسفانه با عملکرد به شدت ضعیف خود در انحراف اهداف الهی و انسانی انقلاب اسلامی ایران نقش مهمی داشته و دارد و اگر اتفاقی برای تنها کشور شیعی دنیا بیفتد یقینا جناب آقای مهندس ضرغامی جزو نفرات اولی است که باید پاسخگوی خدا و خلق خدا باشد ...

چرا اقای مهندس ضرغامی از مهمترین نفراتی است که باید پاسخگوی خدا و خلق خدا در به انحراف کشیده شدن و خدای ناکرده اتفاقات ناخوشایند برای کشور ایران اسلامی باشد...؟؟؟

پاسخ ، خیلی روشن است...اول اینکه در کشور ما صدا و سیما تنها رسانه بزرگ و دولتی است که در حال فعالیت می باشد و تقریبا هیچ رقیبی ندارد و اگر بخواهد می تواند هر زشتی ای را به زیبایی و هر زیبایی ای را به زشتی تبدیل کند...همه قبول دارند که پس از گذشت 34 سال از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران مشکلات کشور و مردم نه تنها کم نشده بلکه هر لحظه و ساعت بیشتر و بیشتر شده و تقریبا همه اهداف اولیه انقلاب اسلامی ایران به ضد خودش تبدیل شده و زشتی ها جای زیبایی ها را گرفته است...در صورتیکه قرار ما این نبود و قرار بود آنچنان فکر و عمل کنیم که کشورمان در دنیا نمونه و الگو بشود...

دوم اینکه تعریف اقای مهندس ضرغامی همسو با تفکر لشگریان شیطان است که خیلی نباید به سراغ مشکلات مردم رفت....چرا که ترویج یاس و نا امیدی در مکتب اسلام جایی ندارد و باید مدام به جامعه ، امید تزریق کرد... خود من بارها و بارها از طریق دفتر ایشان به این موضوع اعتراض کرده و برایش نوشته ام که اگر صدا و سیما به سراغ مشکلات مردم نرود و آنها را در بوق نکند و فریاد نزند و جلوی چپاول منابع عمومی کشور را نگیرد و با دزدی ها مبارزه نکند و جلوی زشتی را نگیرد پس چه ارگان و نیرویی باید اینکار را بکند؟؟؟ قرار نیست آمریکایی ها و اسرائیلی ها و انگلیسی ها ، مشکلات مردم ما را طرح و از بین ببرند...

نتیجه همه اعتراض ها و نامه های من و دیگران ، شاید برنامه نیم بند هشت و سی است که  تقریبا یکی از پربیننده ترین برنامه های صدا و سیما است ولی این برنامه نیم بند که نمی تواند اقیانوس مشکلات کشور و مردم ما را از بین ببرد... بارها و بارها در هر کوی و برزنی فریاد زده ام و تلاش بسیاری کرده ام که خودم را به بالاترین مراجع کشور ایران اسلامی برسانم و درد دل های دوستانه و صادقانه ام را به آنها بگویم اما هر بار با مخالفت عوامل دفتر حضرات مواجه شده ام...

یقین دارم که خبرنگاران و منتقدان کشور و رسانه ها ، سربازان امام زمان (ع ) هستند و اگر آنها به وظایف ذاتی خود فکر و عمل کنند قطعا کشور و مردم عزیز و نجیب و شریف ایران اسلامی نباید با کوههای سربه فلک کشیده مشکلات قرون وسطایی مواجه باشند و اگر چنین است که اظهر من الشمس است یقینا رئسا و مدیران رسانه ها در خواب خرگوشی هستند و آقای مهندس ضرغامی در راس همه آنهاست و امید وارم که این تذکر برادرانه باعث شود که ایشان از خواب سنگینی که اصلا برای انقلاب و اسلام و مردم خوب نیست  بیدار شود و نیروهای تحت امرش را با هوشیاری و کاملا حساب شده و تشکیلاتی به سراغ هر نوع مشکلی که در جامعه وجود دارد بفرستد و به قول کشتی گیرهای کاربلد یه خم آنها را گرفته و به دو خم تبدیل کند و چنان بر زمینش بکوبد که مردم شریف و به شدت مهربان و دوست داشتنی ایران اسلامی برایش سوت و کف بکشند...سوت و کفی که هرگز ندیده ایم که برای ایشان کشیده شود...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 23:19  توسط داود توحید پرست  | 

خبرنگاران و منتقدان ، سربازان امام زمان (ع) هستند...

خبرنگاران و منتقدان در کشور اسلامی ایران ، سربازان امام زمان (ع) هسنتد و هر کجا که  مشکلی وجود دارد فوری باید در آنجا حضور داشته باشند و به قصد از بین بردن مشکلات و الگو سازی از وطن و دین و بدون هیچ ملاحظه ای و شجاعانه ، به نابود کردن مشکلات کمک کنند و اگر هر مسئولی غیر از این فکر و عمل می کند در هر لباسی که هست را باید به مردم معرفی کنند و چنان آبرویی از آن مسئول ببرند که دمش را بر روی کولش بگذارد و پست حکومتی اش در تنها کشور شیعی جهان را رها کند و کار را به کسی بسپارد که درد دین و درد وطن و درد حل مشکلات مردم را دارد...

انقلاب اسلامی و شیعی ایران به راحتی بوجود نیامده و دریای خون در طول تاریخ نثار آن شده است که پرچم و مسئولیت آن به شریف ترین مردم جهان که ایرانیان مسلمان است رسیده است.هدف نهایی انقلاب اسلامی ایران گسترش عدل و انصاف و اخلاق و آزادی و برابری و بخشندگی و مهربانی و صلح و انسان دوستی در همه جای ایران و جهان بود...هدفی که متاسفانه هر روز و ماه و فصل و سال از آن فاصله گرفتیم و در مسیری معکوس به سرعت به حرکت درآمدیم...

امروز بهر کجا که سر می زنی ، انبوهی از مشکلات را می بینی و حال هر کس را که می پرسی ، دردی و درد هایی را می شنوی که برای کشوری که قرار بود در دنیا نمونه و الگو باشد اصلا خوب نیست و به نظرم لشگر شیطان به خوبی در حال انجام وظیفه است که اینگونه انقلاب اسلامی و شیعی ما را به انحراف کشیده است...

همینجا به نیروهای صادق انقلاب بگویم که اصلا از اینگونه سخن گفتن نهراسند و شک نکنند که شیطان صفتان با برنامه ریزی وسیع این تفکر شیطانی را در جامعه گسترش داده اند که هیچ کس حق ندارد از مشکلات مردم سخن بگوید ...چرا که سخن گفتن از مشکلات مردم مساوی با گسترش یاس و نا امیدی است و منقدین جامعه ، خائن به کشور و دین هستند که این تفکر کاملا تفکری شیطانی و ضد انقلابی است و اگر نیروهای صادق انقلاب به هوش نباشند و متوجه این انحراف بزرگ نشوند در آینده ای نه چندان دور فاتحه تنها انقلاب اسلامی و شیعی جهان خوانده خواهد شد و شیطان صفتان به هدف خود خواهند رسید...بنابراین نیروهای صادق انقلاب از اینگونه سخن گفتن اصلا نترسند و حتما از دارندگان چنین تفکری که همانا احیای امر به زیبایی ها و نهی از زشتی ها می باشد و جزو وظایف ذاتی مومنین است استقبال کنند...

بارها و بارها گفته و تاکید شده است که مشکلات کشور ما را قرار نیست آمریکایی ها و اسرائیلی ها به ما بگویند و حل کنند و ما خودمان باید مشکلات را شناسایی کرده و مثل شیر به میدان بیاییم و آنها را دریده و از بین ببریم تا کشور و دینمان در دنیا ، الگو و نمونه باشند...

چرا چنین نمی شود و چرا به جای حل مشکلات فراوان مردم ، هر ثانیه و دقیقه و ساعت بر انبوه مشکلات کشور و مردم افزوده می شود...!!!!؟؟؟ شک نکنید که شیطان صفتان در حال برنامه ریزی و کار تشکیلاتی هستند و ما در خواب و بیکاری مطلق هستیم و هر روز از آرمان های انقلاب فاصله می گیریم و به پرتگاه هایی که شیطان صفتان برای ما تدارک دیده اند نزدیک و نزدیک تر می شویم....

معروف است که هنرمندان  از ضریب هوشی بالایی برخورداند و خیلی از مسائل و اتفاقات احتمالی آینده به آنها الهام می شود. من که نویسنده و کارگردان سینما هستم در چند سال اخیر مدام در حال تذکر بوده ام که عزیزان مسئول  ، طلوع انفجار خطرناکی در راه است و باید همه به هوش باشند و به خاطر حفظ مکتب و مذهب عدالت گستر اسلام و شیعه به سراغ مردم بروند و مشکلات آنها را رصد کنند و فوری و اورزانسی به جراحی آنها بپردازند والا همه پشیمان خواهند شد...

 می دانم که لشکریان شیطان با شنیدن این مطلب چون که نقشه اصلی آنها را به خوبی هدف گذاری و نشانه روی کرده ام با خواندن این مطلب هرگز اجازه نشر آن را نخواهند داد و نویسنده مطلب را ضد انقلابی معرفی خواهند کرد اما مسئولیت همه بچه های صادق انقلاب این است که در این برهه تاریخی تنها انقلاب رهایبخش مردمی که متاسفانه به انحراف کشیده شده را تنها نگذارند و به مبارزات اجتماعی خود تا رسیدن به اهداف متعالی اولیه ادامه بدهند...

چگونه این انحراف خنثی می شود و اتقلاب به مسیر اصلی خود که خدمت کردن به مردم نجیب و شریف ایران است باز می گردد؟

به نظر من مدام باید تبلیغ شود که خبرنگاران و منتقدان ، سربازان امام زمان (ع ) هستند و سرباز امام زمان بودن مساوی است با شناسایی مشکلات مردم و حل فوری آنها و هر کس که در کشور جمهوری اسلامی ایران به سراغ مشکلات مردم نرود و دست آنها را نبوسد و در اسرع وقت مشکلات ریز و درشت مردم را حل نکند نه تنها سرباز امام زمان ( ع ) نیست که سرباز شیطان لئیم است و نفوذی و ضد انقلاب...

بنابراین اگر مدیران مسئول و سردبیران به خبرنگاران و منتقدان اجازه بدهند که آنها مشکلات بی انتهای مردم را به قصد از بین بردن مشکلات طرح کنند و از طرح مشکلات نترسند و یقین داشته باشند که ترویج زیبایی ها و مبارزه با زشتی ها در خون هر بچه مسلمانی باید باشد بزودی زود آثار خیر و برکت این فکر و عقیده در جامعه نمودار خواهد شد و انقلاب عظیم مردم به مسیر درست خود که همانا گسترش عدل و انصاف و برابری و آزادی و صلح و صفا و انسان دوستی است نزدیک و نزدیکتر خواهد شد والا شک نکنید که انفجار بزرگی به وقوع می پیوندد و همه را پشیمان می کند...صاحبان بصیرت اگر دوست دارند لطفا عبرت بگیرند...!!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 22:25  توسط داود توحید پرست  | 

صندلی های سینما ها گریه می کردند...!!!

برای تماشای یکی از فیلم های به اصطلاح ارزشی و فرهنگی به یکی از سینماهای سازمان تبلیغات اسلامی رفته بودم.سینمای فوق 900 صندلی داشت و من به اتفاق سه نفر دیگر در سینما حضور داشتیم...یک مرد میانسال خواب بود و دو دختر و پسر جوان که به نظر نامزد  می آمدند در حال اختلاط و بگو و بخند های خاص خود بودند و به تنها چیزی که توجه نداشتند تماشای فیلم بود...

من هم مثل مرد میانسال دوست داشتم چرت بزنم ولی به رسم اعتقاد هر طور شده سعی داشتم  خودم را بیدار نگه دارم که خدای ناکرده قضاوت شتابزده ای درباره فیلم فوق نکنم و وجدان درد به سراغم نیاید...هر طور شده خود را بیدار نگه داشتم...گهگاه با آب پاشیدن به سرو صورت...گهگاه با کشیدن موی سر...گهگاه با سیلی زدن به صورت و گاهی هم با اعمال فاشیستی و ماقبل قرون وسطایی در تنبیه خود...!!! اما مرد میانسال همچنان خواب بود و دختر پسر نامزد همچنان در حال بگو و بخند های عاشقانه...

در حال تماشای فیلم به مسائل و مشکلات مختلف سینما فکر می کردم...به تعطیلی خانه سینما و ریشه ها و پی آمدهای آن...به سینمای دولتی و خصوصی و مزایا و معایب هر کدام از آنها...به حیف و میل منابع دولتی از سوی نهاد های فرهنگی و فیلمسازان بیت المالی...به سینمای هنری و سینمای تجاری...به پایین کشیدن فیلم های گشت ارشاد و خصوصی و شرایط سختی که تهیه کنندگان بخش خصوصی دچار آن شده اند...به لشگر جوانان تحصیل کرده و با تجربه ای که دربدر وام اندکی هستند تا در عرصه های سینمای کشور هنرنمایی و افتخار آفرینی کنند اما یک ریال هم گیر نمی آورند...به شرایط سخت صدور پروانه ساخت و پروانه نمایش...به فقر وحشتناک مردم و هنرمندان ...به منتقدان و روزنامه نگاران فراوانی که هرگز به سراغ مشکلات مردم و هنرمندان نرفته اند و علت های آن... به روزنامه نگاران و منتقدان اندک و باشرفی که سرشان برای طرح و حل مشکلات مردم و هنرمندان درد می کند...به عادل فردوسی پور و اینکه چرا سینما یک فردوسی پور با ایمان و با وجدان ندارد که خواب و خوراک را از مسئولین متظاهر برباید و کشور عزیز ایران را به سوی الگو شدن هدایت کند...

در همین فکر ها بودم که ناگهان حس کردم صدای گریه می شنوم...دقت کردم اما چیزی متوجه نشدم.فقط مرد میانسال و دختر پسر عاشق و نامزد بودند که یکی خر خر می کرد و دو دیگر اختلاط...باز به فکر فرو رفتم و اینبار صدای گریه را واضح تر شنیدم...دقت که کردم فهمیدم که صدای گریه از صندلی های سینما هاست که در حال اعتراض به نمایش فیلم مورد نظر هستند و صدای گریه شان آرام آرام در حال اوج گرفتن است...دقیق تر که شدم حرف های آنها را هم شنیدم...بیشترشان بغض آلود در حال اعتراض بودند که برای ساختن ما دولت میلیاردها تومن پول هزینه کرده است که مردم بلیط بخرند و بر روی ما بنشینند و فیلم خوب تماشا کنند نه اینکه در طول روز و در هر سانس فقط 4 نفر به سینما بیایند و به جای تماشای فیلم، قصه های عاشقانه تعریف کنند یا بخوابند...

بیشتر که دقت کردم هر آنچه که در سینما بود از اوضاع فوق به شدت ناراحت بود و میل داشت که صدای اعتراضش را یک خبرنگار شجاع و با ایمان به گوش مسئولین برساند...ولی من که خبرنگار نبودم اما به دلم افتاد که برای ثبت در تاریخ صدای گریه صندلی های سینماها را از فیلم های خواب آوری که با بودجه های میلیاردی ساخته می شود و 4 نفر هم در سینماهای دارای 900 صندلی آنها را تماشا نمی کند را در وبلاگ شخصی ام بنویسم تا شاید یک مرد مرد یا یک زن زن از تبار مردان حسینی و زنان فاطمی لطف کند و به قصد تفکر برانگیزی و عبرت آموزی آنرا چاپ کند...خدا با علی (ع) و با فاطمه زهرا (س) محشور کند مردان مرد و زنان زنی که این اعتراض را به گوش همه مسئولین می رسانند و از امروز به بعد، هدف و مذهبشان ، مذهب اعتراض ابوذر گونه و ساختن امتی الگو و نمونه خواهد شد...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 2:9  توسط داود توحید پرست  | 

فیلم شیرین قناری بود جزو ده فیلم پر فروش امسال است.

دختری آرمانگرا به اسم شیرین که عاشق تیم استقلال است به خاطر علاقه به فوتبال از دبیرستان اخراج می شود و هر کاری می کند که به مدرسه برگردد اما مدیری که به تعبیر شیرین مستبد و زورگو است و در عهد چپق زندگی می کند باقلدری نمی گذارد. پسری پرسپولیسی به اسم شاهرخ زمانی که شیرین در حال هنرنمایی با توپ فوتبال است او را می بیند و به شیرین علاقمند شده و سعی می کند توجه شیرین را به خود جلب کند اما شیرین از پرسپولیسی ها متنفر است و به هیچ عنوان حاضر نیست او را ببیند...شیرین از سارا که او هم استقلالی است کمک می خواهد و سارا نیز سعی می کند به شیرین کمک کند که به مدرسه برگردد ولی او هم نمی تواند...شیرین و سارا لباس پسرانه می پوشند و به تماشای بازی استقلال و پرسپولیس می روند اما توسط نیروی انتظامی دستگیر می شوند...سارا به خاطر سوابق خلاف به زندان می افتد ولی شیرین به واسطه مادر و برادرش آزاد می شود و به کمک مشاور و مسئولین مدرسه سرانجام به دبیرستان برمی گردد...شاهرخ که پرسپولیسی است و البته پسر خوبی می باشد باز هم سعی در جلب اعتماد شیرین می کند اما شیرین که به اصطلاح خونش آبی است و از پرسپولیسی های لنگی شدیدا نفرت دارد ،مرتب حال شاهرخ را می گیرد...بهمن مرد خلافکاری که سارا را به فساد کشانده او را از زندان آزاد می کند و شیرین تحت تاثیر دوستان استقلالی مدرسه سرانجام رضایت می دهد که برای کمک به سارا و شرکت در کاری انسانی از مواضع باشگاهی صرف نظر کرده و ملی فکر کندو با شاهرخ که اصلا دوست ندارد ریختش را هم  ببیند دوست شود...

فیلم شیرین قناری بود در جشنواره سال گذشته با بی انصافی تمام از سوی هیات انتخاب جشنواره در بخش خارج از مسابقه شرکت کرد و در 10 سینما به اکران درآمد و مورد توجه مردم و طرفداران دو تیم آبی و قرمز قرار گرفت.نکته جالب در مورد فیلم شیرین قناری بود آین است که تماشاگران و طرفداران قرمز و آبی هم زمان با کری خواندن های شیرین و شاهرخ در سینماها کری می خواندند و محیط گرم و مهیجی در سینما ایجاد می کردند که همین کری خوندن ها و کل کل کردن ها موجب جذب تماشاگران و فروش بالای فیلم خواهد شد و پیش بینی می شود که در صورت اکران به موقع و مناسب، فیلم شیرین قناری بود جزو 10 فیلم پرفروش امسال بشود.

فیلم شیرین قتاری بود که با پروانه نمایش موقت در جشنواره سال قبل شرکت کرده بود اصلاحات مورد نظر شورای پروانه نمایش را انجام داده و در انتظار صدور پروانه نمایش دائم است که امسال در سینماهای کشور به نمایش دربیاید.خوشبختانه فیلم فوق از سوی حوزه هنری و شهرداری و دیگر نهاد های دولتی مورد بی مهری قرار نگرفته و می تواند در سینما های بیشتری به نمایش دربیاید و قشرهای مختلف مردم را راضی نگهدارد.

سعیده رودبارکی ، نگین معتضدی ، شهراد وثوقی ، پردیس افکاری ، مجید حاجی زاده ، فریبا شاهسون ، حمید شریف زاده ، جاسم کرار ، علی حمودی ، حسین پرستار ، نجات علی مردانی ، پریسا محبی ، نوشین غریبی و خواننده نسل جوان امید علومی و... از بازیگران این فیلم می باشند.

فیلم شیرین قناری بود تنها فیلم ورزشی و اجتماعی جشنواره سال گذشته بود که مورد توجه رسانه های ورزشی نیز قرار گرفت و قرار است که به زودی برای بازیکنان و مسئولین و روزنامه نگاران طرفدار دو تیم آبی و قرمز به صورت خصوصی به اکران گذاشته شود...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 14:11  توسط داود توحید پرست  | 

دوستان محترم حوزه و شهرداری ، مبادا قرآن کریم را توقیف کنید...

حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و شهرداری تهران اعلام کرده اند که فیلم های مسئله دار و غیر ارزشی را اکران نمی کنند...!!! احتمالا فردا و پس فردا بنیاد مستضعفان و آموزش و پرورش و سایر نهادهای مثلا ارزشی هم به آنها خواهند پیوست و از اکران فیلم های به تعبیر خودشان ضد ارزشی جلوگیری خواهند نمود...!!!

واقعا فاجعه نیست؟! زمانی با جمعیت 30 میلیونی  ،کشور ایران حدود 500 سالن سینما در تهران و حدود 500 سالن هم در شهرستان ها داشت. ولی هم اینک با جمعیت 70 میلیونی حدود 300 سالن در تهران و 150 سالن در شهرستان ها دارد که از این تعداد تقریبا نصف آن در اختیار دولت است.

تولیدات سینمایی تقریبا پنجاه پنجاه است.یعنی اگر مثلا در سال ، 80 فیلم تولید بشود 40 فیلم در بخش دولتی و 40 فیلم در بخش خصوصی تولید می شود.

 در طول تاریخ ،مجرای تولید و اکران در وزارت فعلی فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده و نهادهای دیگر اگر قصد دخالتی داشته اند که احتمال آن همیشه متصور بوده از کانال همین وزارت اقدام میکرده اند و هرگز خودسرانه دستور توقیف یا پایین کشیدن فیلم از روی پرده های سینما را صادر نمی کردند...

34 سال از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران گذشته و بی نظیرترین حرکت ضد فرهنگی در کشوری رخ داده که داعیه قانون مداری دارد و روزی نیست که رهبران برجسته نظام اسلامی از قانون حرف نزنند و مردم را به رعایت آن دعوت نکنند...امام خمینی و  حضرت رهبری هم بارها و بارها از قانون و رعایت آن گفته و تاکید کرده اند که هر کس با هر قدرتی که دارد حق زیر پا گذاشتن قانون را ندارد و رهبران قوه مقننه و مجریه و قضاییه و مجمع تشخیص مصلحت و مجلس خبرگان رهبری و حوزه های علمیه و ائمه جمعه و صدا و سیما و نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات و وزارت کشور و همه و همه فریاد زده اند که با متخلفین از قانون در هر پست و مقامی که باشند برخورد خواهد شد...!!!من یکی که بچه انقلاب و فردی فرهنگی هستم گوشم پر است از اینگونه تذکرات و راهنمائیهای مسئولین ارجمند کشور و خدا وکیلی خیلی سعی کرده ام که به توصیه خوب و انسانی قانون مداری  مسئولین عمل کرده و تخلف نکنم و قانون را رعایت کنم...

حال چگونه است که نهادهای بزرگ و فرهنگی کشور به این توصیه ها عمل نمی کنند الله اعلم...و چگونه است که از هیچ بزرگی که این همه به من و دیگران و حتی خودش  هم توصیه کرده که قانون را رعایت کنید و گردن کلفتی نکنید هیچ صدای اعتراضی شنیده نمی شود و با نهادهای ضد قانون هیچ برخوردی نمی شود جل الخالق...

اما من می خواستم ماجرا را فرهنگی و هنری ببینم...در قران کریم قصه های زیبایی گفته شده و بهترین قصه هم قصه حضرت یوسف بیان شده است.در سوره یوسف و در ماجرای یوسف و زلیخا زمانی که حضرت یوسف در قصر فرعون مصر بزرگ می شود ، زلیخا با وجود اینکه شوهر دارد به او علاقمند می شود و آنقدر در عاشقی پیش می رود که شرایط گناه را برای حضرت یوسف مهیا می کند و طبق نص صریح قرآن کریم از او تمنای عشق و انجام گناه می کند ولی حضرت یوسف پرهیز می کند...زلیخا اصرار و یوسف انکار می کند...و نهایتا فرار می کند و زلیخا از روی تختی که همه اسباب و لوازم گناه را فراهم کرده است بر می خیزد و در دالان های عریض و طویل قصر همسرش فرعون مصر به دنبال یوسف می دود و تقاضای گناه می کند و حتی پیراهن او را هم می درد و ...

یا در ماجرای قوم لوط به قومی می پردازد که مردان با پسر بچه ها عمل لواط انجام می دهند...یا از کافرین و مشرکین و منافقین و ظالمین و همه منفی ها و خصوصیات هر کدام ار آنها سخن می گوید...چگونه است که خداوند سبحان در قرآن کریم به همه موضوعات می پردازد و خودش می گوید که برای تفکر برانگیزی و عبرت آموزی اینکار را می کند ولی فیلمساز این کشور با همین قصد و غرض یعنی تفکر برانگیزی و عبرت آموزی حق بیان این چنین موضوعاتی را ندارد و اگر از 7 خوان رستم بگذرد و درباره مسائل ملتهب فیلم بسازد و از نهادهای قانونی که از سوی صدها نهاد دیگر رصد می شود اجازه اکران بگیرد باید خفه خون بگیرد و در مقابل بی قانونی هیچ کاری نکند...من معتقدم که در دین اسلام هیچ موضوع ممنوعه ای وجود ندارد و فقط در پرداخت موضوع است که تیغ سانسور باید خودنمایی کند و خودنمایی این تیغ نیز فقط و فقط از کانال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید باشد و بس  و الا با هر حرکت غیر قانونی از هر فرد و نهاد گردن نازک و گردن کلفت باید به شدت برخورد کرد...

من که قدرت برخورد ندارم اما به مسئولین ارجمند کشور جمهوری اسلامی ایران عرض می کنم که اگر خود و ما را به رعایت همیشگی قانون توصیه کرده اید که توصیه به شدت زیبایی است طبق آیه شریف قرآن کریم که  گفت لم تقولون ما لا تفعلون ، لطفا به توصیه خودتان عمل کنید که مردم قهرمان و نجیب ایران هم از شما الگو برداری کنند...

و اما سخن آخرم با مسئولین محترم حوزه و شهرداری است...دوستان محترم ، پنجاه در صد فیلم های سینمای ایران را بخش خصوصی با قوانین همین کشور و با سرمایه شخصی تولید کرده است.حضرت رهبری امسال را سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی نامیده است.اول اینکه اگر قدرت دارید که دارید لطفا زورتان را به تولید کنندگان بخش دولتی برسانید که از پول بیت المال برای فیلم ساختن استفاده می کنند و اگر با مشکلی مواجه بشوند ککشان هرگز نمی گزد.دیگر اینکه خدا به شما عقل داده و خدا رو شکر در همه جلسات، مسئولین محترم وزارت فرهنگ و ارشاد را می بینید.بهتر نیست با هم به توافق برسید و در چنین سالی که مقرر شده از کار و سرمایه ایرانی حمایت شود بین خودتان راهکاری پیدا کنید که نه به سرمایه گذاران داخل کشور صدمه بخورد و نه کارهای غیر عقلانی و ماقبل قرون وسطایی انجام شود و نه به حضرت رهبری بی احترامی شود...و آخر اینکه به گفته های من درباره قرآن کریم و قصه حضرت یوسف و موضوعات قران فکر کرده و به اندازه سر سوزن عمل کنید...

و آخر آخر اینکه مسئولین ارجمند لطف کنند و به همه جا سرک بکشند و از ظلم و تبعیض جلوگیری کنند.اگر اینگونه به پیش برویم سینمای شریف و نجیب ایران اسلامی که افتخار آورترین هنر این سرزمین بوده به زودی  به بحران کشیده خواهد شد و حتی قرآن کریم را هم به اتهام ترویج مسائل ضد ارزشی و ... توقیف خواهند کرد و از نشر آن جلوگیری خواهند نمود...دوستان محترم حوزه و شهرداری مبادا قرآن کریم را توقیف کنید...فذکر.ان الذکر تنفع لناس...قرآن کریم.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 3:55  توسط داود توحید پرست  | 

عجب شلم شورباعیه اوضاع سینمای ایران...

عجب رسمی یه...رسم زمونه...عجب شلم شورباعیه این اوضاع سینمای ایران...فاتحه قانون و قانون گذاری به بهانه های واهی و البته بسیار هوشیارانه و به نظر من توسط نیروهای آگاه و نیروهای ناآگاه و صد البته آلت دست دشمنان انقلاب در حال خوانده شدن است و متاسفانه هیچ مسئول بصیر و دلسوزی تشخیص نمی تواند بدهد که عاقبت این اوضاع به  طلوع انفجار منتهی خواهد شد...

وزارت خانه ای عریض و طویل مسئول تولید و توزیع  فرهنگ و هنر در کشور جمهوری اسلامی ایران است و ده ها نهاد نظارتی به صورت قانونی در حال رصد این وزارتخانه هستند و مسئولین این وزارتخانه که نامش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است از نیروهای مومن و امتحان پس داده و عمدتا از نیروهای سپاه و بسیج و اطلاعات می باشند .من به توانایی این دوستان فعلا کاری ندارم که به شدت منتقد سیاست هایشان هستم اما به این موضوع کار دارم که اگر فرد یا افرادی به صورت قانونی در منصب و پست و مقامی قرار گرفتند باید اختیار داشته و بتوانند مدیریت کنند و اگر هر جریان و تفکری اعتراضی دارد در قالب قانون همین کشور اعتراض کند...

خوب یا بد فیلم هایی اکران می شود...عده ای بدون مجوز وزارت کشور میتینگ راه می اندازند که وزیر ارشاد و معاونان او خائن به اسلام و کشور هستند...ائمه محترم جمعه به میدان می آیند...همه و همه می آیند و شگفتی اتفاق می افتد و فیلم های دارای پروانه نمایش قانونی با نظارت های عجیب و غریب سرنگون می شوند...قانون فرار می کند و هرج و مرج به جایی می رسد که وزیر محترم ارشاد رسما در یک برنامه تلویزیونی از مردم متدین و روحانیت محترم و معترض عذر خواهی می کند...هولناک ترین اتفاق هم روی می دهد...حوزه هنری و شهرداری و احتمالا نهادهای مثلا ارزشی اعلام می کنند که به فیلم های مسئله دار اجازه اکران نمی دهند...

واقعا عجب رسمی یه...رسم زمونه...بیچاره تهیه کننده و سرمایه گذاران مسلمان و ایرانی که با هزار بدبختی پول تولید فیلمشان را تهیه کرده و برای حداقل 200 خانوار کار ایجاد کرده اند و حالا نهادهای دولتی در حال گربه رقصانی هستند و به فیلمی که بدون کمک دولت ساخته شده اجازه بهره برداری از کار و سرمایه را نمی دهند و اسم خودشان را هم گذاشته اند مسلمان و حوزه هنری و شهرداری و مومن و مسلم و متقی و...!!!

دوستان اگر مشکلی با ارشاد دارید با آنها گفتگو کرده به شوراهای مختلف آنها بروید و در دادن پروانه ساخت و نمایش مساعی کنید اما آتش به سرمایه  سرمایه گذاران  ایرانی که برای اهالی سینما کار شرافتمندانه ایجاد کرده اند نزنید...از انتقام الهی بترسید که منتقم بزرگی است...شما ها که میلیارد ها تومن پول بی زبون بیت المال را خرج فیلم های بی بو و بی خاصیت تهیه کننده و کارگردان های بیت المالی می کنید هیچ مشکلی ندارید اما بخش خصوصی که با زحمت پول بدست می آورد مشکلات فراوانی دارد...شما که خیر رسان نیستید لااقل شر نرسانید...

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 3:48  توسط داود توحید پرست  | 

حال سینما به شدت خراب است (1)

حال سینما برخلاف نظر بعضی از دوستان خراب نیست...خیلی خراب است...حال مردم خراب تر از خراب است...کافی است به سفارش قران کریم عمل کرده و سیروا فی الارض کنیم...یعنی جستجوگرانه به همه جا سرک بکشیم و از حال مردم و سینما گران خبر بگیریم...خدا وکیلی من که سرباز انقلاب هستم و کارم فیلمسازی است و عاشق وطن و دین و مذهب و فرهنگ و هنر و مردم این سرزمین هستم صادقانه می گویم که وضع سینماگران و مردم به شدت خراب است و مسئولین اگر چاره اندیشی نکنند طلوع انفجاری که همه مومنین به انقلاب را پشیمان خواهد کرد اتفاق خواهد افتاد...و تا دیر نشده باید به فکر حل مشکلات مردم نجیبی بود که امام خمینی انها را از مردم زمان حضرت رسول (ص) هم نجیب تر و شریف تر می دانست...هنرمندان هم یقینا جزو همین مردم هستند و با انبوهی از مشکلات دست به گریبان می باشند...

دشمنان نقاب دوست به چهره زده مدام در حال تبلیغ هستند که صحبت از مشکلات مساوی با تزریق یاس و ناامیدی است و هر کس که این کارها را چه در رسانه و چه در کار هنری انجام دهد سیاه نمایی کرده و ضد انقلاب است و طبیعتا ریختن خون او مباح می باشد...انحراف بزرگی که به خوبی به بار نشسته و مسئولین کج اندیش کشور را به بیراهه برده است...در برابر این طایفه دوست نمای بسیار خطرناک که مدام از سراب ها سخن می گویند یک سئوال را باید در جامعه ترویج داد که انقلاب به مسیر اصلی خود که خدمت به مردم و حل فوری همه مشکلات انها و نهایتا الگو سازی از کشور و دین است بازگردد و حیله شوم آنها نقش برآب شود...سئوال این است...اگر مشکلات مردم را مومنین به انقلاب نگویند و اگر آنها به میدان نیایند و مشکلات مردم را حل نکنند چه کشوری و چه مردمی باید این کار را بکند...آیا آمریکایی ها و انگلیسی ها و اسرائیلی ها و خارجی ها باید مشکلات مردم ما را بیان و از بین ببرن یا ما خودمان باید این کار را بکنیم...آقایان مسئول لطفا بخوانید و اگر دوست داشتید عبرت بگیرید...ما تذکر دادیم که به تعبیر قران کریم تذکر سودمند است.امیدواریم گوش شنوا و چشم بینایی پیدا شود که کوه های سر به فلک کشیده مشکلات مردم را در ایران اسلامی که دیگر نوجوان نیست و در حال جنگ با دشمن هم نیست ببیند..و الا طلوع انفجاری در راه است...

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 2:54  توسط داود توحید پرست  | 

فیلمسازان بیت المالی و دولت دکتر احمدی نژاد ( 2 )

درمطلب شماره یک فیلمسازان بیت المالی و دولت دکتر احمدی نژاد ، عرض کردم که سینمای پس از انقلاب ، 3 نوع فیلمساز تربیت کرده و تحویل جامعه داد.

1 : فیلمسازان بیت المالی

2 : فیلمسازان نیمه بیت المالی

3 : فیلمسازان مستقل

درباره ویژگی های فیلمسازان بیت المالی قدری صحبت کرده و خصوصیات فکری و عملی آنها را مختصر توضیحی دادم و تاکید کردم که درباره آنها صریح تر و شفاف تر حرف خواهم زد و رابطه آنها را با دولت محترم آقای دکتر احمدی نژاد توضیح خواهم داد. قبل از ادامه بحث به نظرم توضیح یک نکته به شدت لازم و ضروری است و آن این است که منظور من از فیلمسازان بیت المالی فقط کارگردان ها نیستند و شامل تهیه کننندگان و مسئولین حامی آنها نیز می باشد.

در قسمت دوم این بحث لازم دیدم که ویژگی های فلیمسازان بیت المالی را بیشتر و شفاف تر و با عدد و ارقام و برای ثبت در تاریخ  توضیح بدهم و از محققین واهالی رسانه و هنرمندان مسئول بخواهم که اگر مورد دیگری به جز مواردی که اینجانب مطرح کرده ام به ذهنشان رسید حتما تذکر بدهند که در قسمت سوم بحث که چالش برانگیزتر و جنجالی تر خواهد بود  به آنها هم اشاره کنم.

ویژگی های فیلمسازان بیت المالی از نظر من به قرار ذیل است :

1 : فیلمسازان بیت المالی فیلمسازانی هستند کج اندیش و کج فهم ، و نمونه آنها در تاریخ این سرزمین فراوان است. خوارج زمان حضرت امیرالمومنین مثال بسیار خوبی برای تبیین تفکر این جماعت می باشد. در آثار آنها هرگز مسائل اساسی و کلیدی این سرزمین به قصد اصلاح و از بین بردن مشکلات مطرح نمی شود و به جای پرداختن به مسائل مهم داخل و حل مشکلات مردم و جامعه به مسائل دیگر کشور ها می پردازند و در طرح مسائل آنها نیزهرگز به اصول اشاره نمی کنند و در هدف گذاری ها و هدف گیری ها در آن کشورها نیز مستحبات را به جای اصول نشان می دهند و فکر آنها را نیز به انحراف می کشند...

2 : فیلمسازان بیت المالی فیمسازانی هستند که بر خلاف آیات صریح قرآن کریم مبنی بر تعامل فکری و اشاعه اندیشه و استدلال فکری ، هیچ اعتقادی به دستورات روشن خداوند ندارند و رسما اعلام می کنند که آیاتی مانند لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب ... و ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و آیاتی این چنین برای عمل کردن در حوزه هنر و سینما و تصویب و رد فیلمنامه و فیلم نیست و مسئولین این حوزه ها موظف به تبادل فکری و اقناع طرف مقابل و احتمالا تاثیر پذیرفتن ازآنها نیستند و موارد و مشکلات فیلم و فیلمنامه را فقط دیکته می کنند و طرف مقابل موظف به اجرای دستورات می باشد. هر چند آن دستورات ضد دین و قرآن و کشور و مردم باشد...

3 : فیلمسازان بیت المالی فیلمسازانی هستند که ظاهری زیبا و لبخند مهربانی به لب دارند و رو در رو ، مدام از کمک و حل مشکلات همکاران خود می گویند و مکرر از آنها  تعریف و تمجید می کنند اما در پشت این ظاهر زیبا و مهربان و تعریف های دروغین ، زبانی به شدت تهمت زننده و دروغگو دارند و در چشم به هم زدنی ، چنان نقشه ای برای نیستی و نابودیت می کشند که ابلیس بزرگ به داشتن چنین شاگردان توانا و مومنی با افتخار تمام ،" احسن الخالقین " می گوید...

4 : فیلمسازان بیت المالی فیلمسازانی هستند که بند ناف آنها را با پول بیت المال بریده اند و در گوششان به جای اقامه اذان الهی و کلام خدا ، آیاتی ازتفرقه و ظلم و ترویج نابرابری زمزمه کرده اند...

5 : فیلمسازان بیت المالی  فیلمسازانی هستند که هنرشان فقط حیف و میل بیت المال بوده و فیلم هایشان به شدت بی بو و بی خاصیت است و هر فیلمی که می سازند میلیاردی است اما به اندازه سر سوزن به درد کشور و مردم نمی خورد و با وجود تبلیغات فراوان و رایگان صدا و سیما ، پول عکس ها و پوستر ها و سر در سینماها و تبلیغات مطبوعاتی اش را هم در نمی آورد و مردم را از سینما  فراری داده و سینماها را ورشکست می کند و فوری به بایگانی تاریخ سینمای بی بو و بی خاصیت می پیوند...

6 : فیلمسازان بیت المالی فیلمسازانی هستند که حق انحصاری استفاده از بیت المال را فقط متعلق به خود و گروه محدود خود می دانند و بی نهایت از آن استفاده کرده و به شدت چاق و فربه شده و به مواهب و امکانات بی حد و حصر رسیده اند.آنها به اندازه سر سوزن  حق استفاده از بیت المال را برای غیر از خودشان قائل نیستند. آنها باورشان نمی شود که روزی روزگاری بدون استفاده نامحدود از بیت المال بتوانند فیلم بسازند.اگر روزی اینگونه عمل کنند ماجرای کلاغ و کبک پیش می آید و آنها راه رفتن معمولی خود را هم فراموش می کنند چه برسد به اینکه بتوانند فیلم بسازند...

8 : فیلمسازان بیت المالی خودشان را مسلمان و انقلابی و دیگران را کافر و ضد انقلاب می دانند.آنها با زیرکی و به دروغ از دین و مذهب و انقلاب و ولایت مداری حرف می زنند در حالیکه در واقعیت اینگونه نیستند و فقط نقششان را به شدت خوب بازی می کنند و اگر فضای کشور ناآرام شود و صدای انفجاری بشنوند فوری به سراغ رهبران جامعه می روند و صریحا اعلام می کنند که حالشان خراب است و اگر صدای توپ و ترقه ادامه یابد ناچارند ترک وطن کرده و در کشور دیگری فیلم بسازند...

9 : شعارهمیشگی فیلمسازان بیت المالی ولایت مداری و طرفداری از ولایت است. آنها شب و روز و به شکل شعاری و مردم گریز ، مدام از ولایت می گویند. خیلی از آنها در هر محفل و مراسمی سخنشان را فوری به حضرت حق و صاحب عصر والزمان سلام ا... مزین کرده و برای سلامتی ایشان از حاضرین صلوات طلب می کنند اما هرگز از عدالت محوری و عدالت گستری او حرفی نمی زنند.امام ، همیشه از عدل و داد و انصاف و گسترش عدالت و  برابری و بخشندگی و مهربانی و حل فوری مشکلات مردم و هنرمندان می گوید اما اینها فقط از امام می گویند و تسبیح و صلوات و انگشترعقیق و مستحبات  ، و در عمل چنان پوستی از مردم و هنرمندان غیر از خودشان  می کنند که من در 32 سال پس از انقلاب نمونه اش را هرگز به یاد نمی آورم...  

10 : فیلمسازان بیت المالی فیلمسازانی هستند که همسایه ها و دولت حتما باید به آنها کمک های نامحدود بکنند و بیت المال را  در اختیارشان  قرار بدهند تا اینها بتوانند فیلم بسازند والا دریغ از یک سکانس عادی و معمولی که مردم بتوانند تحمل کنند...  

11 : فیلمسازان بیت المالی فیلمسازانی هستند که به شدت با الگو سازی از دین و مذهب و کشور و مردم بیگانه اند. چرا که نه سواد چنین مسائلی را دارند و نه فهم عمیق از دین و مذهب. آنها به تعبیر مالک اشتر دشمنان اصلی در لشگر امام می باشند و اگرشیعیان آگاه و مسئول و انقلابی  می خواهند که دین و مذهب و کشور پیشرفت کند و مشکلات مردم حل شود ابتدا باید شر اینها را از انقلاب کوتاه کنند...

12 : فیمسازان بیت المالی فیلمسازانی هستند که در هر کجا و هر نهادی که پول سرشار و نامحدود وجود دارد حضور دارند و با وجود آنکه برای ده نسل بعد از خودشان نیز رفاه و امکانات رویایی فراهم کرده اند اما به گرگ های گرسنه و شیران درنده ای می مانند که به هیچ بنی بشری اجازه نزدیک شدن به این حوزه های آب و نان دار را نمی دهند و سند چنین مراکز بی پایان پول و ثروت را به نام آباء و اجداد خود به ثبت قانونی رسانده اند...

13 : فیلمسازان بیت المالی مدت هاست که با مسئولین دولتی در پشت پرده ، بده بستان های مالی و کاری  ایجاد کرده و با ثبت شرکت های قانونی ، به وفور از رانت های دولتی و بیت المال استفاده کرده و گروهی و دسته جمعی در حال غارت بیت المال می باشند.اخیرا به لطف خدا ، ایرانیان با شرف و مسلمانان غیرتمند در انجمن منتقدین و برخی از نمایندگان مجلس و انسان های آگاه و مسئولی مانند وحید جلیلی و دیگر عدالت طلبان هشدار داده اند که مسئولین به فساد مالی حاکم در  سینما رسیدگی کنند که این موضوع نشان می دهد که مذهب شیعه هنوز زنده است و نفس می کشد و همه دلسوزان کشور در مقابل بی عدالتی و نابرابری سکوت نخواهند کرد...

14 : پاشنه آشیل یا چشم اسفندیار همه وزرای ارشاد و همه معاونت های سینمایی در طول انقلاب ( به جز دوره اول انقلاب که هدف همه مسئولین و هنرمندان ، ترویج عدل و داد و انصاف و آرمان های انقلاب بود ) متاسفانه ترویج تبعیض و نابرابری بوده و می باشد. غارت بیت المال توسط فیلمسازان بیت المالی همچنان به شکل های مختلف ادامه دارد و سازمان های مسئول ، سکوت مرگباری پیشه کرده اند که اصل انقلاب به شدت به خطر افتاده وموجب ناراحتی شدید دوستداران انقلاب شده است.نسل من ، نسل آرمان خواهی و عدالت طلبی و عدالت گستری و بخشندگی و مهربانی است که با عملکرد بسیار بد مسئولین کشوری و سینمایی بر عکس شده و اکثر مردم و هنرمندان در رنج و عذاب هستند. معاونت سینمایی کشور رسما در برنامه هفت به غارت کنندگان بیت المال اشاره می کند و از بدهکاری های آنها و کمک های بلا عوض و نامحدودی که به آنها شده می گوید ولی می ترسد که اسامی آنها را در مطبوعات اعلام کند. شیعه امام علی اگر بترسد و از غارت کننده های منابع عمومی رسما و علنا حرف نزند که شیعه امام علی نیست. شیعه معاویه است. مدیر عامل فارابی قول داده بود که اینکار را بکند و اسامی آنها را اعلام کند. او هم  متاسفانه سکوت مرگباری کرده است. ایمان در حرف به تنهایی برای انقلاب اسلامی ایران کار ساز نیست.فقط عمل و آن هم عمل صالح و انقلابی است که فرقان شیعه امام علی و شیعه معاویه است...

15 : فیملسازان بیت المالی فیلمسازانی هستند که اخیرا با زیرکی بسیار درباره مسئولین بلند پایه کشور تحقیق کرده و به طرق مختلف به آنها نزدیک می شوند و طرح فامیل شدن با آنها را به اجرا می گذارند که میلیادها تومان پول بی زبان بیت المال را به نیت ساخت فیلم انقلابی شکار کنند که می کنند اما نتیجه کارشان همان فیلم های بی بو و بی خاصیتی می شود که مردم به شدت از آنها فرار می کنند...

16 : فیلمسازان بیت المالی فیلمسازانی هستند که نسبت به غارت بیت المال به عقیده جدیدی دست پیدا کرده اند. آنها به این اعتقاد  و یقین رسیده اند که دیگر دوران تک خوری و تک محوری گذشته و خطرات بسیاری دارد.بنابر این آنها شرکت های خصوصی تشکیل داده و گروه های متخصص مالی و غیر مالی و حقوقی و غیر حقوقی را به استخدام در آورده و طوری عمل می کنند که عقل جن هم به غارت آنها پی نبرد...

17 : فیلمسازان بیت المالی در همه جا و هر شورایی و هر نهادی آدم دارند و با نقاب هایی که به دروغ از مذهب به چهره زده اند کمتر کسی جرات مقابله با آنها را دارد و آنها هستند که برای هنر و سینمای کشور تصمیم می گیرند و اجازه کار به دیگران می دهند. بوی چندش آور کج فهمی و کج اندیشی و تزویر و ریای  این دسته از فیلمسازان بیت المالی  از چند فرسخی محیط های فرهنگی و هنری  و سینمایی به مشام می رسد و حال هر انسان آگاه و مسئول و مومنی را به هم می زند...

18 : فیلمسازان بیت المالی اخیرا به صورت قومی و طایفه ای و خانوادگی به غارت بیت المال می پردازند...

19 : فیلمسازان بیت المالی فیلمسازانی هستند که با بدنه صدا و سیما و برخی از گروه های برنامه ساز هنری و  عوامل خبرگزاری ها و روزنامه ها و هفته نامه ها و مجله های هنری کشور ، ارتباط سنجیده و منطقی و دو طرفه و مالی خوبی برقرار کرده و هر وقت اراده کنند اقدام به حمایت از آنها کرده و طبیعتا به میزان اغراق آمیز و حال به هم زنی حمایت می شوند که باعث رنجش هر انسان با وجدانی می شود...

20 : تعداد اعضای صنوف مختلف سینمای ایران حدود 5000 نفر است اما تعداد اعضای فیلمسازان بیت المالی حد اکثر 100 نفر.صد نفر ، 90 در صد از بیت المال را به نام خود و خانواده خود به ثبت قانونی رسانده و حق طبیعی 4900 نفر را  عین آب خوردن می نوشند و بالا می کشند و متاسفانه از هیچ بنی بشری صدای اعتراضی شنیده نمی شود.اما متاسفانه سکوت پیروان واقعی امام علی مرگ آور و حیرت انگیز است. بیکاری و مشکلات سینماگران و هنرمندان و خانواده های نجیب و با شرف آنها در فاجعه آمیز ترین شکل خود در حال نمایش است اما دریغ از کوچکترین اقدام انقلابی برای حل بیکاری هنرمندان و مردم نجیب کشور...

21 : در شورای عالی سینما و هر شورای دیگر ، حاکمیت مطلق با فیلمسازان بیت المالی است و گویی در این کشور به جز 100 فیلمساز بیت المالی هیچ هنرمندی وجود ندارد که عدالت طلب واقعی و پیرو امامت باشد.چهره ها در همه جا تکراری و تفکرات اکثرا اشرافی است . هیچ مشکلی از هیچ فیلم سازی حل نمی شود. پروانه ساخت می گیریم و در فارابی تایید می شود اما حمایت نمی شود.موضوع تحقیق شده و فرهنگی جدید ارائه کرده و تاکید می کنیم که از دولت هیچ کمک مالی نمی خواهیم "جز صدور پروانه ساخت و کار کردن شرافتمندانه و آبرومندانه در بخش خصوصی" اما با کج فهمی رد می شود. اجازه گفتگو می خواهیم اما با داس و چکش بر خورد می کنند.نامه های متعدد می نویسیم و طرح مشکل می کنیم ولی جواب مشخص و کارآمدی دریافت نمی کنیم.وزیر محترم ارشاد در دو نوبت دستور انقلابی صادر می کند که به مشکل من رسیدگی شود اما تره هم به دستور وزیر خورد نمی کنند. بنابر این شک نکنید که فیلم سازان بیت المالی به جز ثروت فراوان به شدت قدرتمند نیز هستند...

22 : فیلمسازان بیت المالی فیلمسازانی هستند که اخیرا به شدت به برگزاری انواع و اقسام جشنواره های بی بو و بی خاصیت اما چند میلیاردی علاقمند شده و مدام در حال برگزاری آنها هستند. هیچ کس با هیچ جشنواره مفید و تاثیر گذار و غیر تکراری مخالف نیست اما جشنواره هایی که برگزار می شود آنقدر تکراری و بی تاثیر و زائد و آزار دهنده است که صدای اکثر انسان های آگاه و دردمند و مسئول و مومن را در آورده و به شدت چندش آور است.گرسنگی و بیکاری در 80 در صد از اعضای خانه سینما بیداد می کند.خانواده های بعضی از هنرمندان نجیب این کشور و خود آنها به تحقیر آمیزترین کارهای غیر فرهنگی و غیر اخلاقی تن داده و دل به عدالت گستری این دولت که شعار عدالت طلبی اش گوش فلک را هم کر کرده  داده اند آنوقت فیلمسازان بیت المالی اینگونه چوب حراج به بیت المال می زنند. به نظر شما بزرگترین و قدرتمند ترین دشمنان کشور نیز اینگونه می توانند به انقلابی که با خون شریف ترین فرزندان این آ ب و خاک، جان گرفته و جوانه زده و برومند شده ضربه زده و آن را به انحراف و نهایتا به شکست بکشانند...؟؟؟!!!

23 : مدت هاست که هنگام برگزاری جشنواره های خارجی ، لشگری از نهاد های مختلف به کشور های خارجی اعزام می شوند.به اسامی آنها که نگاه کنید طبق معمول اکثر اسامی فیلمسازان بیت المالی در میان آنها دیده می شود.در دوره ای که فیلمی از ایران در جشنواره کن حضور ندارد اینگونه لشگر کشی در دولتی که مثلا دولت عدالت گستر است خیانت به اسلام و انقلاب است و وظیفه هر ایرانی مسلمان و مسئول و معتقد به عدالت و برابری فقط و فقط اعتراض ابوذر گونه است والا هیچ فرقی با عمرو عاص ندارد....

24 : فیلمسازان بیت المالی در برابر مذهب خدایی و مردم دوست وانقلابی و عدالت گستر شیعه هیچ مسئولیتی ندارند جز مسخ و وارونه نشان دادن آن. اما شیعه امام علی مسئول است که دعوت به خیر و نیکوکاری کرده و با زشتی ها به شدت مبارزه کند و زیبایی ها را ترویج کند.حرف از امامان شیعه زدن و شب و روز شعار انسانی دادن ، دردی از دردهای پیروان علی بزرگ و ابا صالح بزرگ درمان نمی کند. مذهب شیعه فقط به عمل صالح و انقلابی نیاز دارد...

و اما رابطه فیلمسازان بیت المالی و دولت دکترمحمود احمدی نژاد :

متاسفانه چه در سینما و چه در غیر سینما ، به دلایلی که بر من معلوم نیست ، عدالتی که شش سال شب و روز از آن حرف زدم و انتظار داشتم که گوشه های کوچکی از آن به اجرا در بیاید متاسفانه به اجرا در نیامد که نیامد...من شش سال تمام بدون هیچ چشم داشتی برای عدالتی که آقای دکترمحمود احمدی نژاد از آن حرف می زد دفاع کردم. در هر کوی و برزن و با هر مخالفی به بحث و جدل علمی و دوستانه نشستم. در مطبوعات به شدید ترین شکلی از او و اهدافش دفاع کردم. به همه گفتم که اگرهنرمندان کشور فقط یک بار آقای دکتر را ببینند و مشکل بیکاری خود را با او مطرح کنند بلافاصله دستور رسیدگی صادر می کند.این اتفاق افتاد و در ماه مبارک سال گذشته او را دیدیم. مشکلات خود و همکاران خود را صادقانه به او گفتیم و او نیز دستور داد که در طی شش ماه این مشکل حل شود ولی متاسفانه این مشکل که مشکل ماقبل قرون وسطی ای هنرمندان می باشد حل نشد که حل نشد. شش سال بر من و هنرمندان این دیار به تحقیر آمیز ترین شکلی سپری شد. تبعیض و بی عدالتی از هر زمان دیگری شدت یافت.

 جلوی کار کردن فرهنگی آن هم در بخش خصوصی و بدون حمایت دولت گرفته شد. فیلمسازان بیت المالی به شدید ترین شکلی حمایت شدند.کج فکری و کج اندیشی به اوج خود رسید.صد ها نامه اعتراض آمیز و دوستانه و اصلاح طلبانه به بایگانی رفت. روابط قومی و قبیله ای و خانوادگی گسترش یافت. توصیه های رئیس جمهور در خدمت به مردم و احترام به آنها توسط نزدیک ترین یارانش بر عکس شد و هزاران مشکل دیگر بوجود آمد که دوست دارم خصوصی و به قصد تذکر قرآنی که قطعا به حال جامعه و مومنین سود مند است فقط به شخص آقای دکتر احمدی نژاد بگویم. انتظار من درباره آقای دکتر محمود احمدی نژاد هنوز هم ابوذر گونه عمل کردن است و هنوز هم فکر می کنم که ایشان خصوصیاتی ابوذر وار دارد اما یقین دارم که به تعبیر مالک اشتر دشمنان واقعی او در لشگر خودش می باشند و همانها برای شکست او کافی هستند. مگر اینکه آقای دکتر احمدی نژاد همین امروز تصمیم بگیرد که شیفتگان زر و زور و تزویر را از خود براند و عدالت طلبان و عدالت گستران واقعی را مشاوران خود قرار دهد.تا مدتی برای دیدار ایشان و طرح مشکلات مردم و هنرمندان و جامعه صبر می کنم و اگر اینگونه نشد عریان تر وشفاف تراز این با ایشان در رسانه ها سخن می گویم. جامعه امروز برای الگو شدن به اینگونه سخن گفتن به شدت نیازمند است...     

   

 

 

      

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390ساعت 3:40  توسط داود توحید پرست  | 

فیلمسازان بیت المالی و دولت دکتر محمود احمدی نژاد (1)

انقلاب شکوهمند اسلامی ایران که به وقوع پیوست سینمای گذشته ایران آرام آرام جایش را به سینمای جدید پس از انقلاب داد . اندکی از سینماگران موج نو و حقیقت گرای گذشته به خاطر ترویج خودآگاهی و جامعه آگاهی  و ستیز با ظلم و نابرابری به کارحرفه ای خود ادامه دادند اما دانشکده ها و آموزشگاه ها و مراکز هنری ، فیلمسازان جدیدی پرورش دادند که پس از انقلاب جملگی در حال کار و فعالیت می باشند.

به طور کلی انقلاب اسلامی ایران سه نوع فیلمساز تربیت کرد.

1 : فیلمسازان بیت المالی یا دولتی

2 : فیلمسازان مستقل یا غیر دولتی

3 : فیلمسازان نیمه بیت المالی یا نیمه مستقل

فیلمسازان بیت المالی یا دولتی ، فیلمسازانی هستند که" بند ناف "آنها را با پول بیت المال یا پول دولت بریده اند. این دسته از فیلمسازان آنقدر از پول بیت المال حیف و میل و آنقدر از پول دولت استفاده کرده اند و آنقدر فیلم دولتی و بی بو و بی خاصیت ساخته اند و آنقدر به" نام و نان و مواهب و امکانات" رسیده اند که خودشان نیز باورشان نمی شود که روز و روزگاری بتوانند فیلمی بسازند که هزینه آن فیلم از بیت المال مردم شریف و نجیب ایران نباشد...آنها فقط با پول بی زبان بیت المال می توانند فیلم بسازند.البته نه پولی که هزینه تولید تنها یک فیلم متوسط ایرانی است. کمترین هزینه تولید فیلم این دسته از فیلمسازان بیت المالی برابر با شش فیلم متوسطی است که دیگر فیلمسازان شریف  و مستقل کشور می سازند.

این دسته از فیلمسازان فقط فیلمساز بیت المالی یا دولتی هستند .اگر بخواهند راه و روش دیگری را یاد بگیرند راه و روش خودشان  که شگرد دارند را خیلی سریع فراموش می کنند. "مثل ماجرای کلاغ و کبک. "در مورد این دسته ازفیلمسازان ، ماجرای همسایه ها یاری کنید تا من شوهر داری کنم نیز صادق است.اگر همسایه ها و دولت کمک نکنند و پول هنگفت بیت المال را در اختیار اینها قرار ندهند ، جان می دهند اما فیلم نمی توانند بسازند.

فیلمسازان بیت المالی یا دولتی یک ویژگی مهم دارند. آنها مدام از اعتقادات و ارزش ها و اخلاقیات و مستحبات و انواع و اقسام فتنه حرف می زنند و در خواب و بیداری تبلیغ می کنند که فقط خودشان مومن و مسلمان و فیلمساز و هنرمند واقعی هستند و دیگران لادین و لامذهب و کافر و مشرک می باشندو بنابراین بی دینها و مشرکها حق استفاده از بیت المال را حتی به اندازه یک ارزن هم ندارند.جالب است که اگر تمام صحبت ها و گفتگوهای فیلمسازان بیت المالی را رصد کنید هرگز از عدالت و امامتی که عدالت گستر است و به جز مذهب پر افتخار شیعه ، هیچ مذهب دیگری ، این دو ویژگی ممتاز و جهانی را ندارد، یک کلمه هم از عدالت و امامت عدالت گستر حرف نمی زنند.

ویژگی دیگر فیلمسازان بیت المالی یا دولتی این است که با وجود بودجه های کلان و میلیاردی ، فیلم هایی تولید می کنند که به اندازه یک ریال هم به حال جامعه و کشور جمهوری اسلامی ایران سودمند نیست.آنها در عمل به شدت با الگو سازی از دین و مذهب و کشور و مردم مخالفند اما در حرف چنان زیبا سخن می گویند که نادان های مذهبی و خشک مقدس ها  تصور می کنند که اینان مومنان و معتقدان واقعی انقلاب هستند در صورتی که تاریخ سینمای ایران نشان داده که اینگونه نیست و این دسته از فیلمسازان فقط نقش مومنین و معتقدین را به شدت خوب بازی می کنند و اگرصدای انفجاری بشنوند فوری حالشان خراب می شود و به نزد مسئولین می روند و از مومن بودن خود اعلام برائت می کنند و فوری بار سفر می بندند و مردم و انقلاب را تنها می گذارند.

تعداد اعضای کانون کارگردانان سینمای ایران حدود دویست و سی نفر است و حداکثر این دسته از فیلمسازان بیت المالی سی نفر. دویست نفر از هنرمندان واقعی این دیار به نوبت و هر پنج سال یکبار،حداکثر پنجاه میلیون از دولت وام می گیرند که فیلم خوب بسازند که می سازند و در مقابل سی نفر ازهنرمندان دروغین ، میلیاردها میلیارد پول همه نهادهای فرهنگی و غیر فرهنگی را هرسال مال خود می کنند و دست آخر فیلم مزخرف و بی بو و بی خاصیت می سازند و مردم  را نیز از سینماها فراری می دهند. مسئولین دولتی و سینمایی نیز عین خیالشان نیست که عدالت از شعارهای اصلی و مهم آنها بوده است... 

سی و دو سال از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران گذشته و این سی نفر در هر کجا و هر نهادی که پول اوپن و سرشار می داده حضور داشته اند و با وجودی که برای صد نسل بعد از خودشان نیز امکانات رویایی فراهم کرده اند ولی به گرگهای گرسنه و شیران درنده ای می مانند که به هیچ بنی بشری اجازه نزدیک شدن به این حوزه های آب و نان دار را نمی دهند و به نظر می آید که سند چنین مراکز بی پایان پول و ثروت را به نام آبا ء و اجداد خود به ثبت قانونی رسانده اند.

فیلمسازان بیت المالی یا دولتی ، ظاهری زیبا و لبخند مهربانی همیشه با خود دارند و" رو در رو" مدام از خوبی ها و فداکاری ها و کارهای خوب شما سخن ها می گویند اما در پشت این ظاهر زیبا و لبخند مهربان و تعریف ها و تمجید ها ، زبانی به شدت برنده و تیز و تهمت زننده و دروغگو دارند و در چشم به هم زدنی ، چنان نقشه ای برای نیستی و نابودی ات می کشند که ابلیس بزرگ به داشتن چنین شاگردان توانایی  با افتخار تمام" احسن الخالقین " می گوید.

ویژگی جدید فیلمسازان بیت المالی یا دولتی فامیل شدن با مسئولین دولتی یا غیر دولتی اما قدرتمند است.جدیدا مد شده است که برای استفاده تمام و کمال از بیت المال مردم نجیب کشور ، مامورانی را به استخدام در می آورند و از دور و نزدیک مسئولین و نوادگان آنها را رصد می کنند و با هزاران ترفند ، بساط فامیل شدن و فامیل بازی راه می اندازند و با این شیوه ، چاه نفت و گاز و طلا و مس و سنگ های قیمتی را به سوی خانه های خود هدایت می کنند و طبیعتا خود را همچنان ارزشی و انسان و مومن و دیگران را غیر ارزشی و حیوان و کافر می نامند و با این شیوه های ناجوانمردانه بیت المال را غارت می کنند. شگرد جدید فیلمسازان بیت المالی ، هم کاسه و هم پیاله شدن با مسئولین مهم و غیر مهم دولتی است.برآوردهای سنگین و چند برابر فیلم های متوسط که همیشه متعلق به فقط سی نفر می باشد را که نباید فقط  سی نفر بخورند. اینگونه که عدالت نیست. عدالت یعنی با هم خوردن و البته سر را به زیر برف کردن و خود را به نفهمی زدن که مثلا کسی نمی بیند... البته ممکن است کسی نبیند که اینگونه نیست و همه سینما و همه بخش ها در حال رصد و دیدن هستند اما به فرض کور بودن دیگران ، صاحب کسان و صاحب عصر و زمان که می بیند...  

درباره فیلمسازان بیت المالی و دو دسته دیگر و رابطه هر کدام از آنها با دولت محترم و عدالت محور آقای دکتر محمود احمدی نژاد سخنان عریان و بی پروایی خواهم گفت.چرا که شیعه مولا علی  و مولا حسین اگر اینگونه سخن نگوید و دیگران را هم به اینگونه سخن گفتن دعوت و تشویق نکند به یقین از شیعیان معاویه و عمرو عاص خواهد بود...

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 2:58  توسط داود توحید پرست  |